سلام
میدونید چند وقته به این وبلاگ سر نزدیم؟؟؟
مهم نیست مهم اینه که دوباره قصد اومدن کردیم ...قصد بودن ...
منتظر ما باشین تا بگیم اومدیم چه کار کنیم هنوز نمی دونیم اومدیم چی کار کنیم ...شاید بیایم با یه مشت بار علمی شایدم با یه مشت خاطره و شایدم با ....
خوب شما چی دوست دارین ؟؟اصلا مهم نیست ![]()
بعد كلي وقت اومديم اينو بهتون بگيم كه ميدونيم با خاطراتما كلي حال كردين ولي فعلا بسه![]()
![]()
به خاطر بچه هاي گل روزگار كه رفقاي خودمون باشن تصميم گرفتيم مشكلاتشونو اينجا حل كنم پس اگه مشكي چيزي داشتين كافيه كامنت بزارين اگه در حد توانمون بود براتون انجام بديم .پس دوستاي گلمون تلفن خونه قطع .. . .... كاري داشتين پيام بزارين هر روز تا آخره بهمن سعي ميكنيم چك كنيم .پس كامنت بزارين ميل هم بدين من براتون ميل ميزنم .
آقا اينم بگيم كه اگه كسي از بچه ها مي تونه اي اس پي كمك كنه اعلام كنه ثواب داره....
داينا سوراي صورتي![]()
اينو اول ميگم 25 اين ماه تولد وبلاگه يعني 1 هفته ديگه ما ميخواهيم يه عكس 2 تايي تو اون پست
بزاريم پس اميدوارم حداقل به اين پست جواب بدين چون اگه عكس بزاريم مطمئنا ديگه نظر نميدين
دوستون داريم برو بچ كاشوني و خارجي...
=========================
يادش بخير دوران مثبتی سر بازیمون(بعد کنکور) آخه اون موقع حداقل سعي مي كرديم حتما يه سري شبه جمعه ها به عزيزاي از دست رفتمون بزنيم و التماس دعا داشته باشیم. حتما ميگين چه بچه های+تی... خب درست ميگين .ما يه بار عاشق شديم اونم اينجا
بود عجله نكنيد ميگيم .رفته بوديم سر خاك اموات يه 2 تا فاتحه حواله كنيم اون طرفا كه يه هو جو گيره اين شديم كه تا فلكه بسيج پياده بريم اي بابا گفتيم الان يه 2 تاجوون خوش تيپ با ماشين
سيستم دار ميان تو اين جاده طولاني ميگن بي وفا گلابي بفرماين برسونيمتون ولي هيچ جز خاور و تريلي و اف نبودو ما با چه قلت (شما بخونید غلت منظور همون غلطه دیگه) كردمي رسيديم فلكه بسيج به طرف 15 خردادبازم مثل هميشه تصميم قاطع گرفتيم با باس شهرداري بريم .جا همگي خالي رفتيم تو ايستگاه باس استوپ .حالا ايستگا هو داشته باش با عينك دوديه ما وو كلي تريپ باكلاسي اخرشم کجا..؟ تو ايستگاه اتوبوس .اينا كه درد نيست تريپپ ايستگاه درد بود .گفتيم ادرس بديم خودتون برين ببينين حالا اگه از خنده رو دهاتون تحريك نشد كه بریده بشه که هيچ اگه شد حتما يه قرار بزارين دسته جمعي بريم اونجا بشينيمو خودتون ببینید و ناخود آگاه بگین "خوشا کاشان و وضع بی مثالش خداوندا نگه دار از زوالش "
و ببینید كه وقتي منتظر اتوبوسي چه جوری شهرداری فرش پهن کرده کناره خیابون که ما حال كنيم (بد نیست همین جا از تمام مهندسای شهرداری که همواره تغییر سلیقشون کلی واسه کارگرای خارجی شغل ایجاد کرده کمال تشکر رو بکنیم که اینقده وردارو بیزار را انداختن) .البته براي خواننده هاي خارجي وبلاگ كه نمي تونن بيان اینجور صحنه ها رو ببينن بگیم كه تقاضا بدين عكس رو همراه با توضیحاتش واستون میفرستیم.
********** قصـــــــــــــــــــــــــــه از کجا شروع شد از گل و باس وترانه.......***********اينجا رو بگم كه اون روزي كه ما نشسته بوديمو حال ميكرديم يه اقاي محترمي اومدند كنار ما نشستن اول نگاهش نكرديم .ولي نا خوداگاه مجبور شديم نگاش كنيم اخه داشت يه شعري مي خوند كه نمي شد نگاش نكرد
.
...پيش تو باز كم اووردم خيلي بد شد...![]()
وقتي 2 تايي نگاهش كرديم متوجه شديم از اون ادمايي كه ما مي گيم خل وضع ولي از نظر خدا اونا بهشت براشون واجبه.به هر حال 2 تايي تو كف عشق طرف كور شده بوديم هيچي نميگفت جز اين يه جمله شعر
پيش تو باز كم اوردم خيلي بد شد .......پيش تو باز كم اوردم خيلي بد شد ![]()
بي وفا و گلابي هم كه تو عمرشون هيچ كس واسشون شعر نخونده بود رفتن تو كف شعر و خوانندگي اين اقاهه .يه دل نه صد دل عشق و عاشقي تو باس شهرداري راه افتاده بود
مطمئن باشين اگه جاي ما بودين پا ميشدين و مي رفتين اما ما مونديم كه اينو ثابت كنيم عشق حد و
مرز نميشناسه .جالبش ميدونيد چي بود (اينم يه درديه) اونم اينكه پسر همسايه با ماشين سيستم
دارش اومد رد شه چشماش 8 تا میشه كه آيا واقعا شماييد که رو زمین کنار جوب نشستین یا نه..؟ ولي شك ميكنه 100 مترجلو تر دور ميزنه
باز رد ميشه ووووووو بله!!! مطمئن ميشه كه آره بابا اينا گلابي و بي وفاهستن. بعدم با پوز خنده خركيش ميگه خو ش بگذره آخه گورت صلوات تو از كجا پيدات شد آدم تو نقطه كور شهرم بايد گير شما ها باشه ولي اصلا اهميت ندين اصلا مهم نيست مهم اينه كه ما تازه عشقمونو پيدا كرده بوديم جاتون خالی که چقدر تاکسی منتمونو کشیدن ولی ما بخاطر عشقمون دست رد به سینشون زدیم بله ما 40 مين تو ايستگاه بوديم ولي انگار 1 مين بيشتر نگذشته بود از بس خنديديمو كلي عشق حواله کردیم.اينجا بود كه معني عشق رو فهميديم .تا بلاخره اتوبوس به رنگ گلابي شهرداري اومد ما هم سوار شديم ولي 2 تايي به شيشه اتوبوس ناجور اويزون بوديمو به عشقمون تو ايستگاه باس شهرداري نگاه ميكرديم اونم با يه قر كمر ما رو راهي كرد .چه حالي داد يعني ميشه باز اونو ديد
يعني ميشـــــــــــــــه![]()
.نشوني تريپ طرف رو ميديم اگه پيداش كردين خواهش ميكنيم ما رو چشم انتظار نزاريد
يه مرد هوله هوشه 65 سال ولي بگم 24 بيشتر نمي زدااااا
صورت گرد توپولو با دندوناي يكي بود يكي نبود البته اصلا دندوناش برامون مهم نبود میدونید چیش مهم بود فقط و فقط صداش که ما میزاریم به حساب اینکه بخاطر صداش دندوناش اینجوری شده بود
يه شلوار 8 پيله با وصله.!! انده كلاس در پشت جلو و خشتك
يه عدد پيراهن مدل روز ولي طرح زيرپوش مردانه با چند تا سوراخ براي عبور هوا در تابستان
كفش هم مد نيست از دمپايي رو فرشي استفاده كرده بود
مو ها رم به گم كه هر چي كمتر باشه بيشتر به عشق ما شبيه تره
يه چيزي بگم ها اخوان نميتونيد پيداش كنيد چون ما اونجارو گشتيم و اصلا به اعضاش سپردیم که اگه رفت اونجا سوت بزنن و دو تا دختر دم بختو از انتظار در بیارن
راستی ما واسه پیدا کردنش جایزم گذاشتیم بلیط رفت و برگشت به خونه واسه شهروندان کاشونی(به افتخارشهرداری) و واسه خارجیای محترم هم هدیه بهتر میشه ..یهنی(یعنی) معنوی میشه...!) از يابنده یا یابندگان محترم(چون ممکنه واسه پیداکردنش تیم تشکیل بدین) تقاضا میشود تا اطلاع ثانوی تمام کارو زندگیشونو ول کنن و جاست بگردن آخه ثواب داره...(آق ماشال جووو متی گید گیده هم نیست) اینم بگیما خدایی نکرده قضیه رو پلیسیش نکنین چون ممکنه بهش بر بخوره و دیگه واسمون شعر نخونه
قوربووووووســه تو دوسته مهربونم که واسه ثوابش نظر هم میدی(دمت گرم)
============================================
بچه دایناسورای صورتی![]()

برا اولين پست گفتيم از اخرين خاطراتمون بنوسيم که هنوز داغ داغه و حسابی میچسبه از عينكامون براتون ميگيم كه يه روز باعث شد ما ۲تا همديگرو ببينيمو شيطوني كنيم البته همه ی شيطوني هاي ما از نوعه خوبشه باور ندارين تا اخر كار اين وبلاگ با طرح خاطرات باشيد.
.................................................
چشممو باز كردم يه قلت(البته شماها بخونیدش غلت) حرفه اي زدمو يه هو عينكم با هيكلم مواجه شدو بمب(شكست)
به به از يه طرف خوشحال بابت راحت شدن از شر اين عينك و از طرف ديگه ناراحت كه با چي ببينم(احتمالا از ته استيكان استفاده كنم )
خب خلاصه بعد كلي قرو فنگ زنگ زدم به اون يکی که آره جونم عينکم این جوری شده رفيقه شفيقمم گفت آره منم عينکم پيچش شل شده باشه بزن بريم ..به قوله مامانم میرين يه عينلک درست کنيد ساعت 5 میرين ساعت ۱۰ برميگردين
هر چند خودش خوب ميدونه ما کجا میريم..![]()
شالو کلاه کرديم بريم بيرون نه می بخشين تابستونه نه!..خلاصه یه چیزی پوشیدیمو رفتيمو بيرونو...طبقه معمول سواره اتوبوس شهرداری و قرارمون سره ۴راه.طبق معمول هم با دير كرده حول وهوش۲۰ تا ۳۰ مين رسيديمو..
از اتوبوس پياده شديمو رفيقه شفيقمون اون ور خيابون رو جدول نشسته بود منتظر مونو.با يه نگاه ملوس گفت گلم باز كه دير كردي ؟؟
خلاصه رفتيم عينك فروشي سر۴راه (نوربخش)
تا عينك رو داديم صاب مغازه گفت ۵ مين ديگه اماده ميشه ما رو بگو وا رفتيم .گفتيم الان ميگه خانوم درست شدني نيست .
همين كه نشستيم منتظر رو ديوار يه عكس عينك ديديم
با كلي حال كردن خيره شديم بهش همين يه كلمه رو گفته بوديم كه يك هو ۶۰&۷۰
تا عينك جلو چشممون بود ...يكي گلابي يكي بي وفا...![]()
كلي امتحان بازار بود كه يه عينك چشمونو گرفت اصلا خرابش شده بوديم بد جوري تو كفش رفتيم گفتيم ميخريمش رو هم ۱۲۰۰تومان داشتيم .همچين صدا رو كلفت كرديم..اقا قيمت اين چنده؟؟
يك هو يارو گفت ۵۵۰۰۰ تومان(تازه یکیش...![]()
) ما هم سريع گفتيم عينك ما اماده شد طرفم عينك مارو از بخش تيمارستان در آوردو بفرمايين.
عينك قراضه رو زديم به دماخمونو رفتيم بيرونووو .
۲تايي تصميم گرفتيم بريم يه 3&4 تا مغازه ديگه هم سر بزنيم اخه نه پول داشتيم
از بصير بگير تا ارشادي و زايس ...
همه رو سر كار گذاشتيمو بعدم با كلي خوشحالي كه انگار عينكارو خريديم را افتاديم رفتيم خونمونووو.
ولي هيچ كدوم عينك هاي نور بخش نمي شد حالا هم هر موقع از ۴راه رد مي شيم مي ريم پشت ويترين مغازه وووو( آه ووو..آه و ..آه) ![]()
رو يه ۱۰ مين نگاه ميكنيمو به ياد اون عينك ها می یوفتیمو...(دیگه چون اشکتون در اومده آهشو نمی کشیم)![]()
![]()
اينارو گفتيم كه اينو بگيم .شماره حساب ما![]()
تو معتبر ترين بانك هاي كشور منتظر كمك هايي نقدي شما به اين ۲تا جوون می باشد.
هم اكنون نیازمند ياري سبزتان هستيم.![]()
فردا پس فردا دیره جونه داداش(می خرنشاااااا)
![]()
![]()
![]()
مخلص همه ی شما دايناسوراي صورتي(به علت كمبود امكانات تا اطلاع ثانوي آبي)
با نام و ياد خداوند هستي بخشي كه هستي بخشيد زندگي افريد و انسانيت رااموخت.
بعد كلي وقت گلابي و بي وفا تصميم گرفتند دوباره به اين وبلاگ رونقي بدند.
ولي خداييش بامراما اخه يك كمي از ما ياد ميكردين بد نبودا .بازم به مرام
اين ماشال كاشوني 10 سالي يه بار يه نظر ميده برامون ايول به مرامت با صفا.
...ما تصميم گرفتيم يه تحولي به اين وبلاگ بديم راستش![]()
با يه تلفن جو گيري هاي هميشگي شروع ميشه
البته با طعم پودر طنز كه از ويژگي هاي بچه دايناسوراي صورتيه.
گلابي و بي وفا جو گير اين شدند كه از خاطراتشون سوء استفاده كنند و
جووناي بي چاره و باچاره رو جو گير كنند كه اگر فرصتش براي يكي از
شما ها پيش امد زبونمون لال سوء استفاده كنيد
تا حداقل تو عمرتون يه كاري
كرده باشين .
خدا نكنه مسخره بازي ما 2 تا گل كنه ديگه عالم و ادم هر لحظه مواجه
ميشن با هرچي كه تا حالا مواجه نشدند.
پس اگه دوست دارين از خاطراتمون بگيم يه ندا بدين بفهميم هنوز قبولمون
دارين يا نه .
مخلص همهء بچه باهال كاشونیو غير كاشونم هستيم .
كوچكتون بچه دايناسوراي صورتي
...و همه مي دانيم ريه هاي لذت پر اكسيژن مرگ است
در نبند يم به روي سخن زنده ي تقد ير كه از پشت چپرها صدا مي شنويم
پرده را برداريم:
بگذاريم كه احسا س هوايي بخورد..
بگذاريم بلوغ زير هر بوته كه مي خواهد بـيتوته كند
بگذاريم غريزه پي بازي بر ود كفش ها را بكند و به دنبا ل فصول از سر گل ها بپرد
بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند چيز بنويسد به خيابان برود
سا ده با شيم!!..ساده باشيم چه در با جه ي يك با نك چه در زير درخت!
سهراب سپهري
نمي دونم چقدر تا حالا سعي كردي خودت با شي
و يـا چقدر تونستي توي مو قعيت هاي مختلف جلوي همه چيز و همه كس رو بگيري به اين دليل كه خواستي خودت باشي.مثلا....حتي از اوني كه د وســش داشتي فرار كردي واسه اين كه بازم خود ت باشي!
اصلا چقدر تونستي غرورت رو حفظ كني به اين بهونه كه اگه غرورت رفت تو هم باها ش رفتي!!ميگن همه چيز آدم به غرورشه ( البته بگما غروري كه مثه عشق پاكه)
راستي كي ميدونه يه عا شق آيا مغرور ترينه يا اينكه نيست شده و نابوده؟؟؟
اگه عا شقي جوابمو بده !!!
بچه دایناسورای صورتی![]()
پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت . دختر هابیل جوابش کرد و گفت : نه هرگز همسری ام را سزاوار نیستی . تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد . تو همانی که بر کشتی سوار نشدی .خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را .به پدرت پشت کردی .به پیمان وپیامش نیز.غرورت غرقت کرد .دیدی که نه شنا به کارت امد و نه بلندی کوهها .
پسر نوح گفت: اما ان که غرق میشود خدا را خالصانه تر صدا میزند تا انکه بر کشتی
سوار است. من خدایم را لابلای توفان یافتم در دل مرگ وسهمگینی سیل .
دختر هابیل گفت : ایمان پیش از واقعه به کار می اید .در ان هول هراسی که تو گرفتار شدی هر کفری بدل به ایمان میشود. ان چه تو به ان رسیدی ایمان به اختیار نبودپس گردنی خدا بود که گردنت را شکست .
پسر نوح گفت: انها که بر کشتی سوارند امنند وخدایی کجدار مریض دارند که به بادی ممکن است از دستشان برود .من اما ان غریقم که به چنان خدای مهیبی رسیدم که با چشمان بسته میبنمش و با دستان بسته لمسش میکنم .خدای من چنان خطیر است که هیچ طوفانی ان را از کفم نمیبرد .
دختر هابیل گفت: باری تو سر کشی کردی و گناهکاری .گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.
پسر نوح خندید و خندید وخندید وگفت :شاید انکه جسارت عصیان دارد شجاعت توبه هم داشته باشد .شاید ان خدا که مجال سرکشی داد فرصت بخشیده شدن هم داده است !
دختر هابیل سکوت کرد و انگاه گفت :شاید شاید پرهیزگاری من به ترس وتردید اغشته است اما نام عصیان تو دلیری نبود .
پسر نوح گفت : به این درخت نگاه کن .به شاخه هایش پیش از انکه دست های درخت به نور برسند پاهایش تاریکی را تجربه کرده اند .گاهی برای رسیدن به نور باید تاریکی را تجربه کرد و گاهی برای رسیدن به خدا باید از پل گناه گذشت ...
من این گونه به خدا رسیدم راه تو مطمئن تر است راه تو زیباتر است دختر هابیل !
پسر نوح این را گفت و رفت .دختر هابیل تا دور دست ها تماشایش کرد وسالهاست که منتظر است و سالهاست که با خود میگوید ایا همسریش را سزاوار بودم!!!.....
بچه دايناسوراي صورتي![]()
خدايا اينقده لوسم كن كه مثه بچه هاي عزيز دردونه نتونم جدايي آغوش گرمت رو تحمل كنم
خدايا تنها حجابم از آسموني شدن همون پرده يه شب ِ كه نورت رو به من ستاره ستاره ميده
پس اينقده اتاق دلم رو ستاره ستاره كن تا ظلمت دلم منو بخاطر ترسم عذاب نده
اصلا اينقده دوستم داشته باش كه هميشه فكر كنم هيشكي دوستم نداره الا تـــو و هميشه فكر كنم تو رو فقط دوست دارم و هميشه و تنها تو رو دارم
تنها. خداي تنهاي من منو هيچ وقت تنها نذار كه تنها وقتي تو رو ندارم تنهام
من بـــي خودم ميتونم زنده بمونم اما بي تو.........نه نه!!! هرگز.
خدا جونم اگه بهت بگم 5 تا دوسِت دارم يعني اينكه اندازه ي يه قــلــــب دوسِت دارم كه تنها سرمايه ام از دنيا همين دل بود كه اونم دادم تا شايد تو رو ببينم ولي خدايا باور كن اينقده كم توقع ام كه به همين نديدنت كه خودش فهم نفهميدنم بود راضـــي ام
اما ميدونم "همين جوري" اصلا دليل خوبي واسه جوونه زدن نيست
پس فوتم كن و با گرد باد حضورت تمام برگاي زردم رو ببر به نا كجا آباد و با نور و گرماي عشقت به من ببار
تا جوونه بزنم اي سر تا پا سبز من اي خداي هستي بخش!!!!
دایناسورای صورتی![]()
دكتر عــلي شريعـتي ميگه:
بودن من بي مخاطب مانده است
من در اين بهشت در انبوه آفـريده هاي رنگارنگت تنـــــــها يم
"تو قلب بيگا نه را ميـشنا سي زيـرا كه خود در سرزمين وجود بيگا نه بوده اي!! ( انجيل)"
كسي را برايم بيــا فرين تا در او بيــا رامـم
دردم درد "بي كسي"بود!![]()
بچه دايناسوراهم ميگن:
اين درد كه مادر همه ي درد ها ست درد همه ي ماها ست
راستـي شــما چي ميگـيـن؟؟؟
دایناسورای صورتی
![]()